perpetuate

[ایالات متحده]/pəˈpetʃueɪt/
[بریتانیا]/pərˈpetʃueɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باعث شوید که به طور نامحدود ادامه یابد؛ مردم را به یاد بسپارید و فراموش نکنند.

عبارات و ترکیب‌ها

perpetuate a tradition

ادامه دادن یک سنت

perpetuate a myth

ادامه دادن یک افسانه

perpetuate inequality

ادامه دادن نابرابری

perpetuate a cycle

ادامه دادن یک چرخه

perpetuate a misconception

ادامه دادن یک سوء تفاهم

جملات نمونه

the confusion was perpetuated through inadvertence.

سردرگمی از طریق بی‌احتیاطی ادامه یافت.

perpetuate the memory of comrade Norman Bethune

حفظ خاطره رفیق نورمن بیثون

Jokes perpetuate various national stereotypes.

طنزها باعث تداوم کلیشه‌های ملی می‌شوند.

The new library will perpetuate its founder's great love of learning.

کتابخانه جدید عشق بزرگ بنیان‌گذار خود را به یادگیری حفظ خواهد کرد.

Schools tend to perpetuate the myth that boys are better at sport than girls.

مدارس تمایل دارند افسانه اینکه پسران در ورزش بهتر از دختران هستند را تداوم بخشند.

Giving these events a lot of media coverage merely perpetuates the problem.

دادن این رویدادها پوشش رسانه ای زیاد صرفاً مشکل را تداوم می بخشد.

Every moment of the fashion industry’s misery is richly deserved by the designers and magazine poltroons who perpetuate this absurd creation.

هر لحظه از بدبختی صنعت مد به طور کامل شایسته طراحان و افراد ترسو مجله است که این خلق پوچ را تداوم می بخشند.

نمونه‌های واقعی

It perpetuates and feeds and creates stereotypes.

این موضوع باعث تداوم، تغذیه و ایجاد کلیشه ها می شود.

منبع: NPR News October 2018 Collection

Moves like this could be seen as a tactic to perpetuate wealth and avoid taxes.

حرکاتی مانند این می توانند به عنوان تاکتیکی برای تداوم بخشیدن به ثروت و اجتناب از مالیات تلقی شوند.

منبع: Connection Magazine

Because of their excessive endeavours to perpetuate life.

به دلیل تلاش های بیش از حد آنها برای تداوم زندگی.

منبع: Tao Te Ching

The technology embodies the story and helps perpetuate it.

این فناوری داستان را متبلور می کند و به تداوم آن کمک می کند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

The hukou perpetuates a rigid caste system.

سیستم کاست رژیم هکوی را تداوم می بخشد.

منبع: The Economist - China

They perpetuate the myth of the lone genius.

آنها اسطوره نابغه تنها را تداوم می بخشند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

Women perpetuate this bias as well.

زنان نیز این تعصب را تداوم می بخشند.

منبع: Lean In

This monument was built to perpetuate the memory of Abraham Lincoln.

این بنای تاریخی برای تداوم بخشیدن به خاطره آبراهام لینکلن ساخته شده است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

It contributes to and perpetuates the cycle of poverty.

این موضوع به چرخه فقر کمک می کند و آن را تداوم می بخشد.

منبع: Easy Learning of Medical English

Am I perpetuating stereotypes by falling into these patterns?

آیا با گرفتار شدن در این الگوها، در حال تداوم بخشیدن به کلیشه ها هستم؟

منبع: Lean In

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید